تبليغاتX
.::ترنم باران::.

.::ترنم باران::.

ما آن شخص شخیص در پست پیشین را بخشیدیم!!!

از دستشون هم به هیچ وجه ناراحت نیستیم!!
چون اونقدر در حق بنده ی حقیر لطف و محبت داشتن

که اصلا این بی مهری شون به چشم نیاد!!
ولی خب  آدمیه دیگه...!!

+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم تیر 1387 20:41 توسط باران |


تا حالا شده یکی اساسی دلت رو بشکنه،
بهت تهمت بزنه!٬!،!

ولی تو آنقدر دوستش داشته باشی که حتی نتونی نفرینش کنی!!

+ نوشته شده در شنبه پانزدهم تیر 1387 8:26 توسط باران |


ابری ست بارانی
ابری که گویی گریه های قرن ها را در گلو دارد!!

 ابری که در من
              یکریز می بارد!!

 

 

+چی می خواد به سر نسل بعد از ما بیاد؟؟؟!!

+ نوشته شده در جمعه چهاردهم تیر 1387 20:30 توسط باران |


...

 

گاهگاهی که دلم می گیرد
پیش خود می گویم
آن که جانم را سوخت
یاد می آرد از این بنده هنوز؟!؟!؟!؟

 

...

+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم تیر 1387 9:29 توسط باران |


هر روز
و
هر ساعت
و
هر دقیقه
و
هر ثانیه

که میگذره اعتقادم به حرفی که زدم
بیشتر و بیشتر میشه!!!!!!!!!!!

++خیلی خوشحالم از اینکه از این حرفم پشیمون نشدم.!

+ نوشته شده در دوشنبه دهم تیر 1387 11:58 توسط باران |


قاصدک ! هان ، چه خبر آوردی ؟
از کجا وز که خبر آوردی ؟
 خوش خبر باشی ، اما ،‌اما
گرد بام و در من
 بی ثمر می گردی
انتظار خبری نیست مرا
 نه ز یاری نه ز دیار و دیاری باری
برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس
 برو آنجا که تو را منتظرند
 قاصدک
در دل من همه کورند و کرند
 دست بردار ازین در وطن خویش غریب
 قاصد تجربه های همه تلخ
 با دلم می گوید
 که دروغی تو ، دروغ
 که فریبی تو. ، فریب
 قاصدک 1 هان ، ولی ... آخر ... ای وای
 راستی ایا رفتی با باد ؟
با توام ، ای! کجا رفتی ؟ ای
راستی ایا جایی خبری هست هنوز ؟
مانده خکستر گرمی ، جایی ؟
 در اجاقی طمع شعله نمی بندم خردک شرری هست هنوز ؟
 قاصدک
ابرهای همه عالم شب و روز
 در دلم می گریند

 

                                             مهدی اخوان ثالث

+ نوشته شده در شنبه هشتم تیر 1387 18:40 توسط باران |


خواهش میکنم اگه می خوای در نیمه راه تنهام بذاری اصلا نخون!!!

موضوعی که برای من جالبه شاید برای شما تباشه!

 

 

 

یه روزایی ، گاهی وقتا به موضوعاتی فکر میکنم

 که تا به حال نتونستم یه دلیل قانع کننده براشون پیدا کنم.

دلیل خیلی از کار رو نمی فهمم.

همیشه به این فکر میکنم ما که یه روزی الگوی کل دنیا بودیم ،

حالا چرا شدیم یه الگو پذیر !!!!!!

چرا برای جوونای ما افتخاره که طبق آخرین مد اروپا لباس بپوشن و

آرایش مو و صورتشون مثل اونا باشه.!

یه زمانی اگر دختری به پسری از روی علاقه نظر داشت یا بالعکس

نگران بود که مبادا خانواده بفهمن و حرمت ها شکسته بشه.

ولی الان چی...؟

خودمون تو دور و برمون داریم می بینیم!!!

الان این روابط شده وسیله ای برای تخلیه ی جیب پسرا!!!

و یه عامل روانی برای دخترا!!

جای تاسف داره که بگم الان اکثر این دوستی ها از روی علاقه نیست!!!

خیلی هاشون شاید برای جلب توجهه!

خیلی هاشون شاید تشویق گروه همسالانه!

یا شاید کمبود محبت!!

و درصد اندکی از روی علاقه ی واقعی!!!!

و در آخر مدتی شاد و سرحال و سر خوش از این دوستی

و بعد دلزدگی

که متاسفانه یا خوشبختانه اغلب از سوی پسران ابراز میشه و پایان

مدتی در فکر دوستی گذشته و بعد برای جبران فقدان

دوستی جدید

واین چرخه همچنان ادامه دارد!!!!!!!!!

که پیامدش چیزی جز خط خطی شدن روح و روان نیست

که البته شاید انکار بشه و در مراحل اولیه خودش رو نشون نده

ولی بالاخره یه روزی،یه جایی اثرش نمایان میشه!!

آیا چند روز نه اصلا چند ماه زندگی شاد و خوشحال

که البته اون هم خالی از تشویش و دلهره نیست

ارزش این رو داره که یه عمر مجبور باشی دروغ بگی و بیشتر از همه خودت رو آزار بدی!!!

همیشه هم این قشر دختر نیست که آسیب میبینه

خیلی وقتا شاید طرف مقابل بیشتر آسیب ببینه ولی از اونجایی که

غرورش اجازه نمی ده انکارش میکنه.

ولی انکار تا کی؟!؟!؟!؟!

 

وقتشه یه کم به خودمون بیایم و بپذیریم اگر یه روزی تو دنیا اسم وطنمون زبانزد همه بود

در همه ی زمینه هابه خاطر سعی و تلاش مردمش بود و بس.

باید فبول کنیم که این فرهنگ وارداتی به درد روحیه ی ما نمی خوره!!!

شاید اونا با داشتن این فرهنگ خیلی هم موفق باشن ،

ولی برای ما....

+ نوشته شده در جمعه هفتم تیر 1387 8:51 توسط باران |


عجب روزی بود امروز!!!!!!

خیلی جالبه صبح کله سحر امتحانت رو خراب کنی،
بعدش در کمال بی شرمی فقط بخندی!!!!!!!!!!

خیلی جالبه همین امروز کنا ر خیابون ایستاده باشی
بعد یه تاکسی در کمال بی دقتی پات رو له کنه!!!!

جالب تر از اون وقتیه که بعد از ۶ ماه رفت و آمد به
مرکز ازت معرفی نامه بخوان!!!!!!!!!!!

++این آخریه از همه بدتره!!!!!!!!!!!
++خدایا شکرت به خاطر اینکه همه ی این اتفاقات به خیر گذشت.

+ نوشته شده در شنبه یکم تیر 1387 15:1 توسط باران |


 

بنده ی من!!!

تو را دوست می دارم،
پس تو هم دوست من باش!!!

+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام خرداد 1387 20:1 توسط باران |


چقدر زود برای همدیگه تکراری میشیم!!!!

 

 

+اینا همه از محبت زیاده!!!

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387 14:58 توسط باران |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

دلم برای کسی تنگ است
که آفتاب صداقت را
به میهمانی گل های باغ می آورد!!


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

تیر 1387

خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386



پیوندها

رهگذر مهتاب
استقلالی2آتیشه
پدیده
دین برتر راهی برای زندگی بهتر
حرف هایی از جنس دلتنگی
پسر آبی
آبی بزرگ
دوستت دارم
کانون هواداران اینتر میلان
کلبه ی دوستانه
بینش سبز
عکس های ایران
آوای بی صدا
7shahr
صنوبر لرزان
ستاره دختر بابا
سیاره اورانوس
ماه نقره ای
دفتر چه خاطرات
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin